بینوایان

بینوایان

He was gifted, on oc...
ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۳۱ 
Les Miserables: Fantine (French Edition)He was gifted, on occasion, with a gentle raillery, which almost always concealed a serious meaning. In the course of one Lent, a youthful vicar came to D----, and preached in the cathedral. He was tolerably eloquent. The subject of his sermon was charity. He urged the rich to give to the poor, in order to avoid hell, which he depicted in the most frightful manner of which he was capable, and to win paradise, which he represented as charming and desirable. Among the audience there was a wealthy retired merchant, who was somewhat of a usurer, named M. Geborand, who had amassed two millions in the manufacture of coarse cloth, serges, and woollen galloons. Never in his whole life had M. Geborand bestowed alms on any poor wretch. After the delivery of that sermon, it was observed that he gave a sou every Sunday to the poor old beggar-women at the door of the cathedral. There were six of them to share it. One day the Bishop caught sight of him in the act of bestowing this charity, and said to his sister, with a smile, "There is M. Geborand purchasing paradise for a sou."
گوگل ALPHA چنین ترجمه کرده است:
او با استعداد ، در مناسبت است ، با توبیخ ملایم ، که تقریبا همیشه
پنهان به معنی جدی است. در این دوره یک روزه ، جوان قائم مقام
آمد د ---- و موعظه در کلیسای جامع. او tolerably سخنور بود.
موضوع خطبه او موسسه خیریه ای بود. وی خواستار غنی دادن به
فقیر ، به منظور اجتناب از جهنم ، که او در اکثر وحشتناک به تصویر کشیده
شیوه ای که او قادر بود ، و به بهشت برد ، که او
به عنوان نماینده جذاب و مطلوب بود. در میان حضار وجود داشت
تاجر ثروتمند بازنشسته که قرار بود تا حدودی از ربا خوار به نام م.
Geborand ، که دو میلیون نفر در ساخت amassed بود درشت
پارچه ، serges و galloons woollen. هرگز در تمام عمر خود را به حال م.
صدقه Geborand عطا در هر بدبخت فقیر. پس از تحویل آن
خطبه ، آن است که او داد sou هر یکشنبه به مستمندان مشاهده شد
گرفتار فقر و فاقه زنان در درب کلیسای جامع. شش تن از آنها را به شد وجود دارد.
سهم ایجاد آن بنویسید. یک روز نزد اسقف او را در عمل از اهدای لحظه
این موسسه خیریه ، و گفت به خواهر او ، با لبخند ، "M. شده است وجود دارد.
Geborand بهشت برای خرید sou ".

کلمات کلیدی: داستان کوتاه ، کتاب ، عکس ، فیلم